دلنوشته های من
غذای مادربزرگ انگار که از بهشت اومده بود…
کاش میشد یک بار دیگه کنار سفرهی مادربزرگ بشینیم
اما این بار عاشقانه نگاهش کنیم
و عاشقانه طعم غذاهاش رو بچشیم…
کاش میشد…
غذای مادربزرگ انگار که از بهشت اومده بود…
کاش میشد یک بار دیگه کنار سفرهی مادربزرگ بشینیم
اما این بار عاشقانه نگاهش کنیم
و عاشقانه طعم غذاهاش رو بچشیم…
کاش میشد…
#حکایت_قدیمی
استادی با شاگردش از باغى میگذشت
چشمشان به یک کفش کهنه افتاد.
شاگرد گفت گمان میکنم این کفشهای کارگرى است که در این باغ کار میکند . بیا با پنهان کردن کفشها عکس العمل کارگر را ببینیم و بعد کفشها را پس بدهیم و کمى شاد شویم …!
استاد گفت چرا براى خنده خود او را ناراحت کنیم؛
بیا کارى که میگویم انجام بده و عکس العملش را ببین!
مقدارى پول درون آن قرار بده
شاگرد هم پذیرفت و بعد از قرار دادن پول ، مخفى شدند.
کارگر براى تعویض لباس به وسائل خود مراجعه کرد
و همینکه پا درون کفش گذاشت متوجه شیئى درون کفش شد و بعد از وارسى ، پول ها را دید.
با گریه فریاد زد : خدایا شکرت !
خدایی که هیچ وقت بندگانت را فراموش نمیکنى .
میدانى که همسر مریض و فرزندان گرسنه دارم و در این فکر بودم که امروز با دست خالى و با چه رویی به نزد آنها باز گردم و همینطور اشک میریخت.
استاد به شاگردش گفت:
همیشه سعى کن براى خوشحالى ات ببخشى نه بستانی…
بیا تا یک زمان امروز خوش باشیم در خلوت
که در عالم نمیداند کسی احوال فردا را
👤سعدی
🔸حکم رها کردن نماز در شکهای مبطل
✅ اگر یکی از شکهایی که نماز را باطل میکند، برای نمازگزار پیش آید، بنابر احتیاط نمیتواند بلافاصله نماز را رها کند؛ بلکه باید قدری فکر کند تا شک پابرجا شود (یعنی یقین یا گمان به یک طرف پیدا نکند) آنگاه میتواند نماز را رها کند.
🔺 رساله نماز و روزه، مسأله 364
امیرالمومنین علی علیه السلام فرمودند